بغضم را که قورت میدهم گلویم میسوزد، غم حس عجیبی دارد، وقتی بیاید میماند و جاگیر میشود، شانه ات را خم میکند، فقط میخواهی در خودت مچاله شوی، میخواهی در خودت حل شوی و هرگز دیده نشوی، غم درونت را میخورد چون موریانه، نمای بیرونی ات خوب است، اما، درونت پوسیده و معلوم نیست با کدام باد در هم خواهی شکست. من صدای موریانه ها را درونم میشنوم آنها از حالا شروع کرده اند.
577...ما را در سایت 577 دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 91